علی اکبری - شاهد
پژوهش و تحقیق درس حرفه و فن دوره راهنمایی
نويسندگان
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:35 ] [ herfa ]
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:34 ] [ herfa ]
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:33 ] [ herfa ]

کار و فناوری پایه هشتم

کد کتاب: 
116
سال تحصیلی: 
93-94

دریافت فایل کامل کتاب: 
 

[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:30 ] [ herfa ]

خلاقیت بسیار جالب با وسایل کهنه + عکس

 


خلاقیت و ابتکار بسیار جالب و دیدنی با وسایل کهنه و بلا استفاده . تصاویری از هنر نمایی و استفاده بسیار جالب از وسایل بلا استفاده و دور ریز.

تصاویری ازخلاقیت بسیار جالب با وسایل کهنه

خلاقیت-بسیار-جالب-با-وسایل-کهنه-+-عکس

 


ادامه مطلب
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:24 ] [ herfa ]

خلاقیت بسیار جالب این خانم + عکس

 


“الگا کوستینا” خانمی اهل سیبری است. این خانم با استفاده از ۳۰ هزار درب نوشابه ای که داشته است خانه خود را تزئین می کند.

 

خلاقیت-بسیار-جالب-این-خانم-+-عکس

 


ادامه مطلب
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:20 ] [ herfa ]

مروری بر هنر قلمزنی

 


فلزاتی از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمینه اصلی نقوش و خطوط زیبا و دلپسند قرار گرفته و هنر«قلمزنی» نام گرفت.

 

این هنر گرانمایه و زیبا که بیانگر فرهنگ و تمدن قوم ایرانی است ابتدا به صورت حجاری در بدنه کوهها و روی سنگهای ساختمانی کاخهای پادشاهان و بناهای تاریخی و حتی در دوران غارنشینی دیده شده است. بعدها هنر حجاری، تبدیل به حکاکی و سپس قلمزنی گردیده و نقوش و تصاویر از روی سنگهای ساختمانها و بدنه کوها به روی سنگ های قیمتی مخصوصاً عقیق منتقل گردید و «حکاکی» نامیده شد .هنر قلمزنی سابقه ای بس طولانی و تاریخی دارد و یکی از رشته های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی،در رده هنرهای صناعی و در گروه فلز کاری قرار دارد.

مروری-بر-هنر-قلم-زنی


ادامه مطلب
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:18 ] [ herfa ]
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 21:15 ] [ herfa ]
[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 19:30 ] [ herfa ]
معمای جالب تخم مرغ ها

 

در زمان قدیم که روستاییان محصولات خودشان را بمیدان برای فروش می آوردند یک زن روستایی یک سبد تخم مرغ به میدان آورده که بفروشد. هنوز هیچ نفروخته بود که اسب یک سوار پایش خورد به سبد تخم مرغ. در نتیجه بیشتر تخم مرغ ها شکستند.
اسب سوار خیلی ناراحت شد و از روستایی پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار از روستایی سوال کرد: مادر جون چند تا تخم مرغ داشتی؟
خانم در جواب گفت: تعدادشونو نمیدو نم اما وقتی آنهارا دوتا دوتا بر میداشتم یکی باقی میموند وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یکی باقی میموند, وقتی چهارتا چهارتا بر میداشتم یکی باقی میموند, وقتی پنحتا پنحتا بر میداشتم یکی باقی میموند, وقتی شش تا شش تا بر میداشتم یکی باقی میموند, اما وقتیکه هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمیموند.
اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغای زن را داد.
سوال: کمترین تعداد تخم مرغی که زن روستایی میتوانست داشه باشد چندتا بود؟

↓↓

 



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 19:20 ] [ herfa ]
درباره وبلاگ

سلام این یک وبلاگ علمی ،پژوهشی مخصوص دبیران و دانش آموزان می باشد .بسیار خوشحال می شوم تا مطالب ارزنده شما را با نام و مشخصات خودتان در این وبلاگ ثبت کنم . منتظر شما هستم .
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران